-امروز برای حل تمرین جذر یکی از دانش آموزها رو آورده بودم جلو...دیدم وقتی داره توضیح میده صداش می لرزه..خیلی هم در هم و بد خط می نویسه...
گفتم هانیه چرا مضطربی؟
لبخند تلخی تحویلم داد...
به شوخی گفتم مگه من شبیه جلادهام یا چاقو دستمه که سرتو ببرم!!!!
دیدم باز هم چیزی نگفت ولی همچنان دستش و صداش می لرزید..با وجود اینکه درس رو هم بلد بود..
با اینکه اشکالات جزئی داشت برای افزاش روحیه اش بهش 20 دادم.
وقتی رفت نشست یه نفس عمیق کشید و گفت:
آخه خانم ما پارسال اگه یه تمرین رو غلط حل می کردیم از معلم کتک می خوردیم....با کتاب می زد تو سرمون...
به خاطر همین هر وقت میام جلو با اینکه شما کتک نمی زنید ولی یاد پارسال می افتم و استرس میگیرم....و فکر می کنم ممکنه کتک بخورم...
یادمه یه بار همین دانش آموز رو به خاطر گوش ندادن به درس دعوا کردم....حالا یه کمی پشیمونم..احساس میکنم برای جلب توجه اش به کلاس باید از در محبت وارد بشم ..
پ.ن:بعضی وقت ها پیش میاد که مجبوری برای ساکت نگه داشتن کلاس یه کم بد اخلاق بشی..نمیدونم چرا بعدش شدیدا عذاب وجدان می گیرم و دلم براشون می سوزه...
پ.ن:باید اطلاعاتم رو در زمینه کاهش اضطراب در دانش آموزان بالا ببرم..چون اکثر دانش آموزها با این مشکل مواجه اند..و لطمه زیادی بهشون می زنه...خوشحال میشم کتاب های خوب در این زمینه معرفی کنید..
|